English | فارسي
تعاريف و مفاهيم مرتبط با بهره وري

شركت: واحد يا شخص حقوقي است كه به منظور توليد كالاها و خدمات براي عرضه به بازار ايجاد مي‌شود. فروش محصولات بازاري، همراه با ساير عايدات مالي، را مي‌توان منابع سود مالكان محسوب نمود. مالكان شركت همان سهام‌داران آن مي‌باشند كه به منظور اداره آن اقدام به تعيين مديران شركت مي‌نمايند.

بنگاه: بنگاه، واحد نهادي است كه به توليد كالاها و خدمات اشتغال داشته و مي‌تواند به صورت شركت، شبه شركت، موسسه غيرانتفاعي يا بنگاه غيرشركتي باشد.

بخش: به گروهي از واحدهاي نهادي كه داراي فعاليت اصلي، رفتار و اهداف مشترك باشند، بخش اطلاق مي‌شود. مانند بخش شركت‌هاي غيرمالي.

صنعت: صنعت شامل گروهي از كارگاه‏هايي است كه به فعاليت در زمينه توليد يك نوع محصول يا محصولات مشابه اشتغال دارند. در نظام حسابهاي ملي، صنعت مترادف با فعاليت قلمداد مي‌شود.

توليد ناخالص داخلي: كل ارزش ريالي محصولات نهايي توليدشده توسط واحدهاي اقتصادي مقيم كشور در دوره زماني معين (سالانه يا فصلي) را توليد ناخالص داخلي مي‌نامند.

رشد اقتصادي: تغييرات دوره‌اي ارزش افزوده‌ي واقعي كل اقتصاد نسبت به دوره‌ي مشابه پيش از خود و به صورت درصد، نرخ رشد اقتصاد را بيان مي كند. 

ارزش افزوده: ارزش جديد ايجاد شده در فرايند توليد را ارزش افزوده گويند كه با كسر نهاده‌هاي واسطه (مثل هزينه خريدها) از ستانده به‌دست مي‌آيد، به‏عبارت ديگر ارزش ستانده منهاي ارزش مصرف واسطه، ارزش افزوده ناميده مي‌شود. ارزش افزوده را مي‌توان معيار سنجش مشاركت توليدكنندگان منفرد، صنعت يا بخش در توليد ناخالص داخلي محسوب نمود.

ارزش ستانده: ارزش كالاها و خدماتي هستند كه‌ در سطح كل اقتصاد توليد مي شود، اعم از اين كه به ديگران عرضه شود يا به مصرف خود برسد.

مصرف واسطه: مصرف واسطه به ارزش كليه كالاها و خدماتي كه در فرايند توليد، به عنوان داده، مورد استفاده قرار گرفته و به مصرف رسيده يا تغيير شكل مي‌دهند، اطلاق مي‌شود. بنابراين، دارايي‌هاي ثابت كه مصرف آنها به عنوان مصرف سرمايه ثابت به ثبت مي‌رسد، در محدوده مفهوم مورد بررسي قرار ندارند.

موجودي سرمايه: موجودي سرمايه يا دارائي هاي توليد شده ثابت مشهود عبارت است از مجموعه كالاهاي سرمايه اي فيزيكي مشهود كشور كه قابل اندازه گيري بوده و در فرآيند توليد كالاها و خدمات و ايجاد درآمد نقش دارند. 

ارزش خدمات سرمايه: جريان خدمات مولد ايجاد شده توسط كالاي سرمايه‏اي يا كل موجودي سرمايه در سطح كل اقتصاد.

شاغل: تمام افراد ۱۰ ساله و بيشتر كه در طول هفته مرجع، طبق تعريف كار، حداقل يك ساعت كار كرده و يا بنا به دلايلي به طور موقت كار را ترك كرده باشند، شاغل محسوب مي شوند. شاغلان بطور عمده شامل دو گروه مزد و حقوق بگيران و خود اشتغالان مي شوند. ترك موقت كار در هفته مرجع با داشتن پيوند رسمي شغلي، براي مزد و حقوق بگيران و تداوم كسب و كار براي خود اشتغالان، به عنوان اشتغال محسوب مي شود.

نفر- ساعت اشتغال: ميزان ساعات كار انجام شده توسط شاغلان 

جبران خدمات: كل مبلغ نقدي و غيرنقدي قابل پرداخت به كاركنان به ازاي كار انجام شده در طول يك دوره حسابداري را جبران خدمات مي‌نامند. جبران خدمات كاركنان شامل حقوق و دستمزد نقدي و غيرنقدي قابل پرداخت به كاركنان، بيمه‌هاي اجتماعي واقعي پرداختني سهم كارفرما و بيمه‌هاي اجتماعي احتسابي هزينه شده توسط كارفرما مي‌باشد.

مقدار انرژي مصرف شده: ميزان كل انرژي مصرف شده در فرآيند توليد كالا و خدمات برحسب مقادير وزني حامل‌هاي انرژي.

مقدار آب مصرف شده: ميزان كل آب مصرف شده در فرآيند توليد كالا و خدمات

بهره وري: بهره‌وري تركيب كارآيي و اثربخشي را نشان مي دهد و شكل عمومي شاخص بهره وري به صورت نسبت ستانده به نهاده (خروجي ها به ورودي ها) تعريف مي شود.

كارايي: به معني انجام درست كارها و مترادف با استفاده بهينه از منابع است.

اثربخشي: اثربخشي به معناي انجام كارهاي درست، كه سازمان را به اهداف خود نائل مي‌كند است.

شاخص هاي جزيي بهره وري: اين شاخص‏ها از تقسيم ارزش ستانده (يا ارزش افزوده) بر يك مقدار نهاده معين بدست مي آيد و به منظور خارج ساختن تورم لازم است ستانده (يا ارزش افزوده) به قيمت ثابت مورد استفاده قرار گيرد. 

شاخص بهره وري نيروي كار: براي اندازه گيري بهره وري نيروي كار در سطح يك بخش از اقتصاد از نسبت ارزش ستانده (يا ارزش افزوده) به تعداد شاغلين استفاده مي‏شود. در صورتي‏كه علاوه بر اطلاع از تعداد شاغلان، اطلاعات در مورد ساعات كار انجام شده يا ساعات كار پرداخت شده نيز موجود باشد، مي توان در مخرج كسر شاخص به جاي تعداد شاغلان از هر يك از اين اطلاعات مذكور به عنوان مثال نفر-ساعت كار مصرف شده استفاده كرد.

شاخص بهره وري سرمايه: براي اندازه گيري بهره وري سرمايه در يك بخش از اقتصاد، از نسبت ارزش ستانده (يا ارزش افزوده) به موجودي سرمايه در آن بخش استفاده مي‏شود. معمولاً در محاسبه اين شاخص ابتدا ارزش ستانده (يا ارزش افزوده) و ارزش موجودي سرمايه ثابت، از قيمت هاي جاري به قيمت هاي ثابت سال پايه تبديل و سپس از تقسيم ارزش افزوده بر موجودي سرمايه، بهره وري سرمايه به قيمت ثابت حاصل مي گردد. 

شاخص بهره‌وري انرژي: اگر انرژي را به عنوان يكي از عوامل توليد در نظر بگيريم، آنگاه بهره‌وري انرژي بصورت ارزش اقتصادي كه به ازاي استفاده از يك واحد انرژي بدست مي‏آيد و از تقسيم ارزش ستانده بر مصرف نهايي انرژي محاسبه مي-شود (عكس شدت مصرف نهايي انرژي). در محاسبه شاخص بهره‏وري انرژي استفاده از نسبت ارزش‏افزوده به مقدار انرژي مصرفي نيز رواج دارد.

شاخص كارايي انرژي: كارايي انرژي مفهومي است فني كه در ارتباط با دستگاه‌هاي توليد كننده و يا مصرف كننده انرژي مطرح شده و عبارت است از نسبت تبديل نهاده انرژي در فن آوري هاي توليد انرژي و يا وسايل مصرف كننده نهايي انرژي.

شاخص شدت انرژي: شاخصي براي تعيين بهره وري انرژي در سطح اقتصاد ملي هر كشور مي‌باشد كه از تقسيم مصرف نهايي انرژي (و يا عرضه انرژي اوليه) بر توليد ناخالص داخلي محاسبه مي‌گردد و نشان مي‌دهد كه براي توليد مقدار معيني از كالاها و خدمات (برحسب واحد پول) چه مقدار انرژي به كار رفته است.

شاخص بهره‌وري كل عوامل (TFP) : شاخص بهره‌وري كل عوامل (نيروي كار و سرمايه به صورت توام) به مفهوم نسبت ستانده به نهاده‏ها مي‏باشد و در واقع بيانگر متوسط توليد به ازاي هر واحد از كل منابع توليد است. شاخص مزبور بيانگر برآيند تحولات بهره‌وري نيروي كار و سرمايه مي‏باشد.

 

 
Powered by Tetis PORTAL